گروه «هنر و تجربه» یک ساله شده است و طبق مرسوم باید تبریک به‌شان گفت که در این اوضاع وانفسای اکران کمک کردند به اکران تعداد زیادی فیلم که شاید همگی مستقل نباشند و تجربی نباشند اما در این متن به آنها مستقل می‌گوییم و منظورمان از این فیلم‌های مستقل فیلم‌هایی است که سینمادارها بطور طبیعی علاقه‌ای به اکران آنها ندارند چون به نظرشان نفروش هستند و مخاطب ندارند. دست مریزاد و خسته نباشید!خب، حالا کمی جدی شویم و برویم سر اصل مطلب؛ اینکه گروه «هنر و تجربه» دوام می‌آورد یا نه و آیا فیلم‌های مستقل دیگری رنگ پرده را می‌بینند و یااینکه این گروه و برنامه مثل خیلی از کارهای فرهنگی دیگر عمر کوتاهی خواهد داشت. سازوکار فعلی «هنر و تجربه» به این شکل است که سینماها را گروه اجاره کرده و تمامی پولی که از بلیت‌فروشی حاصل می‌شود به تهیه‌کننده فیلم پرداخت می‌شود. یعنی این گروه سالنی مجانی در اختیار فیلمسازهای مستقل قرار می‌دهد تا بتوانند فیلم خود را عرضه کنند و اگر استقبال از فیلمی خوب باشد، مدت زمان اکرانش ادامه پیدا می‌کند و می‌تواند چند ماه روی پرده بماند و این برای فیلم‌های مستقل که خیلی زود اگر در سینماهای مرسوم اکران شوند، از پرده پایین کشیده می‌شوند فرصت مناسبی است. از طرفی مجالی هم پیدا شده برای اکران فیلم‌های مستند و کوتاه که اصلا در جیره اکران سالانه جایی ندارند. اما این ترفند در کوتاه مدت جواب می‌دهد، چرا؟ یک دلیل ساده‌اش این است که تامین بودجه این گروه از سوی سازمان سینمایی است. خب اگر رئیس سازمان سینمایی تغییر کند چه بر سر این گروه می‌آید؟ یا اگر سازمان سینمایی به این نتیجه برسد که این کار به بن‌بست رسیده سرنوشت دیگر فیلمسازهای مستقل چه می‌شود؟ اصلا آمدیم و بودجه کم آمد، آن وقت سازمان سینمایی باید از کجا بودجه این گروه را تامین کند؟ برای همین است که گروه «هنر و تجربه» خیلی زودتر از آنکه یکی از این اتفاق‌ها رخ بدهد، دست به کار شود و چاره‌ای بیندیشد. از طرفی این شکل اکران به معنای تنبل کردن فیلم‌های مستقل است. وقتی فیلمی مستقل به هر شکل ساخته شود، می‌داند که جایی برای عرضه دارد و خیالش هم راحت است که فضایی رقابتی وجود ندارد، کم‌ترین فکر را در بازگرداندن بودجه می‌کند. نگاهی به فیلم‌های «هنر و تجربه» بیندازید و ببینید به جز چند مورد اندک مثل «ماهی و گربه» و «پرویز» کدام فیلم‌ها واقعا سودآوری داشتند و با سالن‌های پر اکران شدند؟ تعداد فیلم‌هایی که با سالن‌های خالی اکران می‌روند بسیار زیاد است و درواقع پولی که از سازمان سینمایی دارد هزینه می‌شود دارد به باد می‌رود. شاید این حرف‌ها شبیه حرف‌های سینمادارها و تهیه‌کنندگان فیلم‌های بازاری باشد. اشکالی ندارد. اما در هیچ کجای دنیا سالن اجاره‌شده تحویل فیلمساز مستقل نمی‌دهند که برود و فیلمش را نمایش دهد و اگر پولی درآورد بگذارد جیبش برای فیلم بعد. در جاهای دیگر دنیا، برای عرضه صحیح فیلم مستقل یعنی اکران در سالن سینمایی که اجاره نشده و درآمد حاصل از بلیتش بین سینمادار و تهیه‌کننده تقسیم می‌شود، فضاسازی می‌کنند. این فضاسازی به معنای کمک به شکل‌گیری پخش‌کننده‌های کوچک است که فیلم‌های مستقل را در سالن‌های محدود پخش می‌کنند و اگر فیلم‌ها کف فروش خوبی داشتند تعداد سالن‌ها را افزایش می‌دهند. در اینجا «هنر و تجربه» دارد کار همین پخش‌کننده‌های مستقل فرنگی را انجام می‌دهد با این تفاوت که نقشی در چرخه اقتصادی سینما ندارد. پول اجاره را از جایی دیگر تامین می‌کند و سهی هم در سود اکران فیلم ندارد. برای همین می‌گویم «هنر و تجربه» سینمای مستقل را تنبل می‌کند. هر فیلمی، هر چقدر هم مستقل، مخاطبی دارد و باید برای ترغیب آن مخاطب به آمدن به سالن سینما تلاش کند. باید تهیه‌کننده فیلم مستقل درگیر مسئله اکران شود تا بشود از چرخه سالم اقتصادی فیلم مستقل صحبت کرد. همه می‌دانند که سینمای تجاری ما چرخه اقتصادی معیوبی دارد. بهتر است در همین ابتدای کار، تلاش شود سینمای موسوم به مستقل ما دچار این عیب و نقصان نشود. اگر «هنر و تجربه» بتواند به مرور درآمدزایی کند، می‌تواند کم کم وابستگی مالی خود به سازمان سینمایی را کم کند و با اتکاء به حمایت معنوی سازمان سینمایی با پول خودش، حق پخش فیلم‌های مستقل را بخرد و فیلم‌ها را اکران کند و سهم سینمادار را هم خودش پرداخت کند. اینطوری ممکن است در دراز مدت «هنر و تجربه» به پخش‌کننده‌ای مستقل بدل شود که هم به واسطه درآمدزایی‌اش می‌تواند زبان تهیه‌کنندگان تجاری و سینماداران پول‌دوست را کوتاه کند و هم به دلیل جدایی‌اش از سازمان سینمایی خیالش راحت باشد، با تغییر دولت و سیاست‌ها سر جای خود باقی می‌ماند و به حیاتش ادامه می‌دهد و رسالتش را که همان حمایت از سینمای مستقل است، انجام دهد. وقتی در دایره سینماهای «هنر و تجربه» شرایط اکران رقابتی شود آن موقع فیلمسازها هم متوجه می‌شوند برای اکران در همین سالن‌های محدود هم باید تلاش بیشتری کنند. در شرایط ایده‌آل «هنر و تجربه» دیگر فیلمساز خیالش راحت نیست که تک‌سانسی برای اکران فیلمش چه بفروشد و چه نفروشد وجود دارد. بگذارید از شرایط کنونی مثالی بزنیم: اینکه فیلم‌هایی مثل «ذوب شدن پادشاه» و «خاکستر و برف» در این گروه اکران می‌شوند مایه خوشحالی است اما بدون رودربایستی این فیلم‌ها در «هنر و تجربه» اکران می‌شوند چون دست این گروه هم چندان پر نیست، چون باید فیلم‌هایی را که می‌دانند مخاطب دارد، پخش کنند برای فصل‌های مختلف تا هر فصل حداقل یکی دو فیلم پرمخاطب داشته باشند برای عرض اندام در مقابل تهیه‌کنندگان پول‌دوست. اگر «هنر و تجربه» به مرور به فضایی سالم و رقابتی برای فیلم‌های مستقل بدل شود، دیگر هر فیلمسازی که تنها نشانه مستقل بودن فیلمش بودجه پایین آن است، مدعی سالن در این گروه نمی‌شود. آن وقت است که سینمای مستقل واقعی، یعنی سینمایی که مسیر «پرویز»، «پریدن از ارتفاع کم»، «تاج محل»، «آشنایی با لیلا»، «آتلان» و «ماهی و گربه» را دنبال می‌کنند یعنی استانداردهای سینما در ساخت و ایده را رعایت می‌کنند پویاتر می‌شود و دیگر مسئولان «هنر و تجربه» بدون ترس آمار فروش را هفتگی اعلام می‌کنند و نه مثل حالا هر چند ماه و به شکل انتزاعی. «هنر و تجربه» اگر بخواهد کمکی به سینمای ایران کند، زمانی موفق می‌شود که پخش‌کننده مستقل از دولت از نظر مالی شود. زمانی که خودش بتواند خرج خودش را دربیاورد، وگرنه در شرایط فعلی که وضعیتش شده مثل زمانی که پول نفت در فوتبال تزریق شد و فوتبال کشور به فنا رفت. «هنر و تجربه» باید فرصت موقتی را که دارد به موقعیتی همیشگی بدل کند. اینکه به این مسئله فکر می‌کنند یا نه، با خودشان هستند. فعلا تولد یک سالگی‌شان مبارک و خسته نباشند که به اکران فیلم‌های مکری، برزگر، رجبی، کریم‌الدین، داودنژاد، اقباشاوی و سیدی کمک کردند. فقط امیدوارم ده سال دیگر باز هم این گروه باشد که بشود ازش تشکر کرد.

این مطلب پیش از این در هفته‌نامه صدا منتشر شده است

Total Views: 874 ,

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *