چیزی که در نگاه اول با دیدن جلد کتاب «بلا تار، پس از پایان» توجه آدم را به خود جلب می‌کند بیش از نام بلا تار و علاقه به سینمای او، نام نویسنده کتاب است؛ ژاک رانسیر. فیلسوفی فرانسوی که با ترجمه‌های کتاب‌هایش مثل «نفرت از دموکراسی» و «ده تز در باب سیاست» می‌شناسیم، و شاید با خود فکر کنیم رانسیر را چه به سینما و آن هم فیلمسازی مهمی مثل بلا تار. اما اگر کمی پیگیرتر نوشته‌های نافذ این فیلسوف را دنبال کرده باشی و بدانی او اهل همه‌چیزگویی و نوشتن درباره هر موضوع داغ و به‌روزی نیست و بدانی که تصویر و سینما و اساسا هنر یکی از دغدغه‌های همیشگی‌اش بوده، آن موقع تعجبت فروکش می‌کند. نموه‌های گریز رانسیر به دنیای هنر و ادبیات بسیار است؛ چه آن موقع که کتاب خواندنی «آینده تصویر» را نوشت و در آن بحث‌های خواندنی درباب ادبیات، سینما و نقاشی مطرح کرد و چه این اواخر که کتاب «میان‌پرده‌های سینما» را نوشت و نشان داد بیش از بسیاری از منتقدان سینمایی که ادعای سینه‌فیلی دارند، خوره و جنون سینما را دارد و بسیار بهتر از بسیاری از تحلیل‌گران می‌تواند فیلمی را بررسی کند و جدای از این‌ها متنی که می‌نویسد شبیه هیچ متنی نیست، متنی است راهگشا که پیشنهادهای متعددی پیش پای خواننده و بیننده فیلم قرار می‌دهد و از همه مهم‌تر زاویه دیدی دارد که منحصر به خودش است و راستش وجود همه این چیزها در یک متن باعث می‌شود حسادتی جانکاه به رانسیر به جانت بیفتد، چطور یک نفر می‌تواند چنین برداشت عمیقی از سینما و فیلم داشته باشد! شاید همین کتاب «بلا تار، پس از پایان» بهترین راه ورود به دنیای نوشتارهای سینمایی رانسیر باشد؛ چرا؟ به سه دلیل، یکی اینکه فیلم‌های بلا تار همگی در دسترس هستند و خوشبختانه دوست‌داران سینما در ایران آنها را دیده‌اند و از طرفی فعلا بلا تار اعلام بازنشستگی کرده و پس کتاب رانسیر که تمامی فیلم‌های این نویسنده را پوشش داده، کامل است و بدون کم و کاست. دلیل دوم اینکه «بلا تار، پس از پایان» از فرانسه ترجمه شده و نثری دارد روان و خواندنی (به لطف استفاده صحیح از کسره و ویرگول و دقت در انتخاب کلمات و معادل‌ها) و این در حالی است که رانسیر معروف است به دشوارنویسی، دشوارنویسی از آن نوعی که در برخی نوشته‌های سعدی می‌شود سراغش را گرفت، یعنی نثری که قابل‌فهم است اما آنچنان عمیق که نباید فریب ظاهر ساده‌اش را خورد. محمدرضا شیخی در ترجمه‌اش به لطف آشنایی درست با سینما (و در اینجا کارهای بلا تار) و نثر فارسی موفق شده متنی در اختیار خواننده فارسی قرار دهد که هم سبک نوشتاری رانسیر را درک کند و هم راحت و آسوده متن را بخواند. اما دلیل سوم شاید مهم‌تر از دو دلیل دیگر باشد؛ پس از پایان خواندن کتاب، احساس می‌کنی دیگر بیهوده است اگر کسی سعی کند کتابی موجز و مفید درباره بلا تار بنویسد؛ رانسیر در این کتاب بدون اغراق به تمامی زوایای هنری و غیرهنری کارهای بلا تار پرداخته است، آن هم در حجمی بسیار کم. کتاب کم‌ورق «بلا تار، پس از پایان» فیلم‌های بلا تار را تقریبا با حفظ سیر تاریخی ساخت آنها، از جنبه سیاسی، فرهنگی، تاریخی و هنری بررسی می‌کند و اصلا عجیب نیست در سطوری که درباره رویکرد فیلم به جامعه سوسیالیستی اشاره می‌شود، درباره نحوه استفاده بلا تار از سایه و نورپردازی هم بخوانی. این فراگیری در پرداخت به رانسیر کمک کرده در نگاهی شخصی بتواند درباره نکته‌های جالبی در کارهای تار صحبت کند؛ بگذارید مثالی بزنم، فصل خواندنی «دایره‌ی بسته‌ی باز» با این جملات آغاز می‌شود: «از «نفرین» تا «هارمونی ورکمایستر»، بلا تار با اجرای شیوه‌های فرمی‌ای که دقیقا شکل‌دهنده‌ی سبکی خاص به معنای فلوبری واژه‌اند، سیستمی منسجم می‌آفریند؛ این سبک یک «شیوه‌ی مطلق دیدن» است، یک جهان‌بینی که تبدیل شده است به آفرینش یک دنیای حسی مستقل. فلوبر رمان‌نویس عقیده داشت که دیگر سوژه‌ای وجود ندارد. حالا بلا تار کارگردان می‌گوید دیگر داستانی وجود ندارد.» آیا این جمله عصاره‌ی سینمای تار نیست؟ دوباره به «اسب تورین»، آخرین کار بلا تار فکر کنید! از این دست جملات و این گونه تفسیرها در «بلا تار، پس از پایان» کم نیست (ارجاع‌تان می‌دهم به فصل «شیادان و ابلهان و دیوانگان» و آنجا که رانسیر با ظرافت از خودکشی شخصیت اشتیکه در «تانگوی شیطان» به «آلمان سال صفر» می‌رسد و هوش از سر خواننده می‌رباید یا مثلا نگاه کنید به فصل «امپراطوری باران»، آنجا که رانسیر بحث «تصویر-زمان» را درباره فیلم‌های بلا تار و شیوه استفاده او از پلان-سکانس باز می‌کند و بعد رویکرد فیلمساز را با کار روبر برسون در همین زمینه مقایسه می‌کند). «بلا تار، پس از پایان» کتابی است که باید خواند؛ چه آنها که سینما را دوست دارند، چه آنهایی که بلا تار را دوست دارند و چه آنهایی که دوست دارند متن تحلیلی درجه یکی بخوانند که نگاه شخصی در آن با تحلیل منصفانه همراه شده است، «بلا تار، پس از پایان» چنین کتابی است.

* عنوان نوشته اشاره است به کتاب « سفری کوتاه به سرزمین آدم‌ها» نوشته رانسیر.

Total Views: 1768 ,

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *