کن راسل با «احوال دگرگون‌شده / Altered States» خیلی‌ها را عصبانی کرد؛ پالین کیل در نقدی که بر فیلم نوشت آن را «به شکلی اعصاب خردکن احمقانه» توصیف کرد که «واقعا لذت‌بخش» نیست و دلیلش را ترکیب نامتقارن صوفی‌گری جلوه‌گرانه کاتولیکی راسل و جلوه‌گری ثقیل تفکرات یهودی پدی چایفسکی (نویسنده فیلمنامه با نام مستعار سیدنی آرون) خوانده بود. فُقدان انصاف در نوشته کیل را حتا نقد مثبت ریچارد کورلیس هم جبران نمی‌کند، مخصوصا وقتی اساس نوشته‌اش را بر این می‌گذارد که فیلم به اندازه کافی سکس، خشونت، طنز، هیجان و لطافت دارد. کورلیس در نقدش همانقدر به کج‌راهه رفته که کیل. «احوال دگرگون‌شده» شاید بیش از هر چیزی درست فهمیده نشد چون در زمانه‌ای ساخته شد که فیلم‌های علمی-تخیلی به سمت آثار پرهزینه مثل «جنگ ستارگان» کشیده می‌شدند – بعدا «بلیدرانر» ریدلی اسکات هم به وضعیتی تقریبا مشابه دچار شد – و اشتباه اول از همین جا می‌آید که فیلم را علمی-تخیلی صرف فرض کنیم. «احوال دگرگون‌شده» درواقع تریلر روانشناختی با مایه‌های هستی‌گرایانه است که برای خاموش کردن اشتیاق بینندگان دورانش یک سکانس مفصل فرار مردی در هیبت انسان اولیه در باغ وحش دارد، اما تاکید فیلمنامه‌نویس و دید بصری متفاوت کارگردان باعث می‌شود وقتی پس از نزدیک به 40 سال فیلم را ببینی متوجه پیشرو بودن فیلم شوی.

«احوال دگرگون‌شده» المان‌هایی از زیرژانر دانشمند دیوانه را هم دارد؛ شاید نزدیک‌ترین الگو برای فیلم «فرانکنشتاین» باشد، اما این بار دانشمند دیوانه تصمیم می‌گیرد روی خودش آزمایش کند و مانند قصه‌های مصور مارول، قرار هم نیست اشتباهی رخ دهد تا او از کالبد آزمایش‌کننده به کالبد موش آزمایشگاهی برود، ادوارد جیسِپ فیلم از اشتیاق فهمیدن است که دست به آزمایشی خطرناک می‌زند، خانه و خانواده را رها می‌کند، به سفری روشنگرانه می‌رود و خودش را در محفظه‌ای حبس می‌کند تا به ذات بشر، به حقیقت بزرگ هستی برسد و عجیب هم نیست که در این راه تا پای مرگ پیش برود.

فیلم با پژواک‌هایی از «2001: یک ادیسه‌ی فضایی» تلاش می‌کند بیننده را همراه به ادوارد به درون ذهن بشر ببرد، به خاطراتی که در حالت طبیعی زیر زنگار زندگی روزمره پنهان شده‌اند. فیلم سعی می‌کند خاطرات میلیون‌ها سال تجربه زیستی بشر را که در مولکول‌های ما نهفته شده زنده کند و برای همین سفری که ادوارد به آن پا می‌گذارد بیشتر مشابه تجربه سفر ذهنی است که با مصرف مواد روانگردان به دست می‌آید. ادوارد، دانشمند است اما نه مثل همسرش علم را راهی برای گذران زندگی در نظر می‌گیرد و نه حتا مثل دوستانش علم را پاسخ همه چیز؛ او به دنبال حقیقتی است که برای رسیدن به آن باید از جان مایه گذاشت. حقیقتی آنچنان بزرگ و ترسناک که درک آن کار آسانی نیست و جز جنون معنا و انتهایی ندارد.

ترفندهای بصری که راسل برای ترسیم این حقیقت بزرگ در نظر می‌گیرد ترکیبی درخشان است از شمایل‌های مسیحیت و یهودیت در کنار اضطراب از تکنولوژی که در اوایل دهه 1980 داشت شدت می‌گرفت (و عجیب اینکه چلوه‌های ویژه ساده فیلم تاثیری بسیار عمیق بر بیننده می‌گذارد و او را در این تجربه سهیم می‌کند). برای همین درک معنای آن پیکری که بر بالای صلیب است و سرش، سر قوچی با هفت چشم است حتا با رجوع به کتاب مقدس هم دشوار است اما احساسی اعجاب‌انگیز به مخاطبش منتقل می‌کند که کم از سفر ذهنی و جسمی ادوارد ندارد.

کن راسل فیلم‌های قدرندیده‌ی متعددی ساخته است؛ «Savage Messiah»، «شیاطین»، «گوتیک»، «The Liar of the White Worm» و «رنگین‌کمان»، ولی هیچکدام به اندازه «احوال دگرگون‌شده» پیشرو نبوده. فیلمی که پایان مشابه به پایان خوشش هم آنقدر از نظر زیبایی‌شناسی دلپذیر و چشم‌نواز است که چیزی از حیرت‌انگیزی جاری در فیلم نمی‌کاهد و هرچند خودش وامدار «2001»، «The Mind Benders» بازیل داردن و «دومی‌ها»ی جان فرانکنهایمر است اما اگر ساخته نشده بود تصور ساخته شدن فیلم‌های متعددی از «مگس» و «اسکنرها»ی دیوید کراننبرگ و «Flatliners» جوئل شوماخر گرفته تا «به خلاء گام بگذار» گاسپار نوئه، «تستسو: مرد آهنی» شیا سوکاموتو، ایده‌هایی در سریال «چیزهای عجیب» و «Fringe» که همگی وامدار این فیلم ماندگار کن راسل هستند دور از ذهن بود.

پی‌نوشت 1: خیلی می‌شنویم که دهه 1980 دهه سقوط سینما بود، حرفی بس ناجوانمردانه و توخالی از سوی منتقدان داخلی که شاید دلیل اصلی آن این است که ناگهان دسترسی به فیلم‌های غیرایرانی به صفر رسید و راهی جز نق زدن برایشان باقی نماند ولی حالا به لطف دانلود می‌شود دوباره سینمای دهه 1980 را ارزیابی کرد و از جواهرهای کوچکش لذت برد.

پی‌نوشت 2: موقع تماشای سکانس رفتن ادوارد در هیبت انسان اولیه به باغ‌وحش مدام یاد فیلم «جانورشناسی» آیوان تِوردووسکی محصول 2016 از روسیه می‌افتادم که سکانس مشابهی از حضور زنی که دُمی بزرگ درآورده و همراه معشوقش به باغ وحش رفته می‌افتادم، تاثیر فیلم راسل/چایفسکی مرزها را هم زیر پا گذاشته است.

برای خواندن دیگر مطالب سینمای پنهان به اینجا مراجعه کنید

Total Views: 1602 ,

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *