روبن اوستلند، فیلمساز سوئدی به گواه صحبت‌هایش در گفت‌وگویی که برای مجله 24 با او انجام دادم، بیش از آنکه علاقه داشته باشد روزانه فیلم ببیند و به شکلی پیگیر و سیری‌ناپذیر سینما را دنبال کند به تماشای ویدئوهای واقعی در یوتیوب علاقه دارد. به دنبال کردن ترندهای دنیای مجازی. خودش هم در دنیای مجازی بسیار فعال است و صفحه فیسبوکش را خودم مدام به روزرسانی می‌کند. سه چهار سال پیش که با فیلم درخشان «فورس ماژور» جوایز را یکی یکی درو می‌کرد وقتی روز اعلام فهرست نامزدهای اسکار رسید و متوجه شد فیلمش در بخش بهترین فیلم خارجی زبان نامزد اسکار نشده، ویدئویی از خودش معرفی کرد که با دیدن خبر دیوانه می‌شود، فریاد می‌زند و گریه می‌کند. این ویدئو که بطور کلی مخاطب خاص دارد تا کنون بیش از 117 هزار بار در یوتیوب مشاهده شده و بیش از 100 کامنت دارد.

فیلم کوتاهی که اوستلند با آن معروف شد «اتفاق در بانک» است که ماجرای یک دستبرد احمقانه به بانک را روایت می‌کند. فیلم در یک پلان گرفته شده، انگار با دوربین مداربسته و با زوم کردن روی گوشه‌های مختلف تصویر نگاه مخاطب به حواشی این اتفاق جلب می‌شود. این دو مثال را برای این آوردم که بگویم فیلمسازی که با او روبرو هستیم؛ شیفته رسانه به اشکال مختلف آن است و شخصا با آن درگیر است و برای همین عجیب نیست که فیلم آخرش «مربع» که برنده نخل طلای کل سال پیش شد، با موضوعاتی مربوط به رسانه دست و پنجه نرم کند. فیلم که از نظر ساخت و تعدد شخصیت و روایت‌های مختلف گامی جسورانه‌تر و بزرگ‌تر از «فورس ماژور» است و برای همین وقتی زمین‌خورد با شدت بیشتری این اتفاق برایش رخ می‌دهد و وقتی درست عمل می‌کند پژواکی رساتر دارد.

«مربع» ماجرای یک گرداننده‌ی موزه به نام کریستین است؛ موزه‌ای که در کاخ سلطنتی برپا شده اما محلی برای نمایش آثار مدرن و پست‌مدرن هنرمندان معاصر است. اثری که به زودی در نمایشگاه به نمایش درمی‌آید یک مربع به مساحت 16 مترمربع است، مربعی که هر کس در آن قرار بگیرد مور حمایت قرار می‌گیرد و مادامی که در آن است امنیت دارد. این مضمون بسیار به‌روز بحث اصلی فیلم است و با یک مقدمه‌چینی درخشان هم سراغ آن می‌رود. کسی در خیابان فریاد کمک می‌کشد، کریستین سعی می‌کند به کسی که کمک می‌خواهد کمک کند و بعد می‌بیند کلا این کار یک نمایش بوده. کریستین که نشان داده آدمی از طبقه مرفه هم می‌تواند برخلاف تصورات عامه دست یاری به سوی دیگران دراز کند، تنها چند لحظه بعد متوجه می‌شود این کار نقشه‌ای برای دزدی بوده. این شاید اولین تناقضی باشد که فیلم سراغش می‌رود و به مرور لایه‌ی اصلی معنایی خود را رو می‌کند: «مربع» درباره تناقضات زندگی مدرن در قبال اخلاقیات است.

شخصیت کریستین را وقتی در انتهای فیلم در ذهن مرور می‌کنیم می‌بینیم صاف و پاک‌تر از شخصیت‌های پیرامونش است و حداقل تلاش می‌کند کارهای اشتباهی که کرده جبران کند و یا به خطایش فکر می‌کند اما او نیز درگیر تناقضات اخلاقی است که زندگی مدرن برایش به وجود آورده. مثلا نگاه کنید به شور و هیجانش وقتی تصمیم گرفته از سارقان گوشی همراهش انتقام بگیرد، نگاه کنید با رفتار و ترسش وقتی در محله فقیرنشین حضور پیدا می‌کند، یا وقتی با پسرکی روبرو می‌شود که نامه تهدیدآمیزش و اتهام به دزدی کار دستش داده. مخصوصا وقتی پسر در خانه او سراغش می‌رود. سکانسی که اوج تناقض شخصیتی کریستین را هویدا می‌سازد. برخورد خشن کریستین با پسر در کنار رفتار پدرانه‌اش با دو دخترش را بگذارید کنار ایده‌ی مربعی که قرار است حامی همگان مخصوصا کودکان باشد و همه اینها را با ویدئوی بدنام تبلیغاتی برای آغاز به کار اثر هنری «مربع» کنار هم بچینید. آن موقع می‌بینید که اوستلند در این فیلم به دنبال ارائه تصویری گروتسک از موقعیتی است که آدم‌ها در آن تا خرخره در تناقض فرو رفتند و تنها سعی می‌کنند ظاهرسازی کنند. و تازه اینجاست که فصل مهمانی با مردی که رفتاری شبیه گوریل‌ها دارد معنای واقعی خودش را پیدا می‌کند.

«مربع» سرشار از ارجاع به کارهای هنری این روزهاست؛ نمایشگاه دانه‌هایی که روی زمین کپه کپه کنار هم هستند و قرار است یک اثر هنری باشد یادآور چیدمان تخمه آفتاب‌گردان آی وِی‌وی است و مرد میمون‌نما هم الهام گرفته از پرفورمنسی واقعی است. اما کنار هم قرار گرفتند این ارجاع به واقعیت‌های هنری روز به مرور باعث می‌شود فیلم اوستلند در هسته مرکزی انتقادیش فاصله بگیرد. اوستلند در بخش‌هایی از فیلمش آنچنان درگیر جزئیات و یا ایده‌های فرعی می‌شود که مخاطب را از خط اصلی و مضمونی که دنبالش بوده دور می‌سازد. نمونه‌اش رابطه کریستین با خبرنگار انگلیسی‌زبان است. رابطه‌ای که لحظات جالبی دارد اما در مجموع با دیگر بخش‌های فیلم نمی‌خواند و کمکی به مضمون اصلی داستان نمی‌کند و حتا در پرورش شخصیت کریستین نیز گامی متمایز برنمی‌دارد.

در فیلمی که سعی می‌کند به شکلی استعاری نقدی بر روزگار جدید باشد، نقدی بر تاثیر مفید و مخرب رسانه باشد – رسانه‌ای که باعث بیکار شدن کریستین می‌شود و بحث آزادی بیان را پیش می‌کشد – نیاز به تمهیدات بصری ظریف‌تری داریم تا تماشای با تاکید کریستین در میان کیسه‌های زباله و یا هجوم ناگهانی مدعوین نمایشگاه به سمت بوفه غذا و فریاد کشیدن یکی از مسئولان موزه بر سر آنها. «مربع» ضربه اصلی را از همین رو بودن بخش‌های استعاری فیلمش خورده است، چیزی که در «فورس ماژور» اصلا حضور نداشت و همین باعث می‌شد درام خانوادگی «فورس ماژور» کوبنده‌تر از هر درامی درباره گسست خانوادگی باشد و موجب می‌شود «مربع» در نهایت به فیلمی ناموفق در نقد تناقضات اخلاقی و چندین و چند موضوع مهم دیگری که فیلم فقط به آنها ناخنک می‌زند بدل شود.

این مطلب پیش از این در مجله هنروتجربه منتشر شده است

Total Views: 303 ,