برای درک اهمیت ویم وندرس باید از کجا شروع کرد؟ از فیلم‌هایی که در یکی، دو دهه اخیر ساخته؟ از مستند جذابی مثل «نمک زمین» یا فیلم‌های داستانی مثل «مزاحم نشوید»؟ راستش برای درک اهمیت ویم وندرس باید به خیلی سال‌ها پیش رفت؛ به سال‌هایی که سینمای نوین آلمان تازه داشت سروشکل می‌گرفت. سینمایی که می‌شود گفت راینر ورنر فاسبیندر و ویم وندرس در کنار دیگران بارش را بر دوش کشیدند و از اوایل دهه ٧٠میلادی اساس چیزی را بنا کردند که بعدا سینمای نوین آلمان نام گرفت.

کارگردان‌های مهم دیگری هم همراه آنها بودند و مگر می‌شود از مارگارت فن‌تروتا و فولکر شلندروف حرف نزد و یاد نکرد و مثلا مگر می‌شود ورنر هرتزوگ افسانه‌ای را از این فهرست خط زد یا اشاره‌ای به نام‌های مهجورتر اما بسیار تأثیرگذاری مثل الکساندر کلوگه و هارون فاروقی نکرد؟ سینمای نوین آلمان را این چهره‌ها بنا کردند و در میان آنها ویم وندرس یکی از جذاب‌ترین چهره‌ها بود؛ چرا؟ وندرس یک فیلم‌ساز ترکیبی بود، یعنی سینمای اروپا و آمریکا به یک اندازه برایش جذاب بود و هرچند ریشه‌های علاقه‌اش به سینمای هنری اروپا محکم‌تر و عمیق‌تر بود، اما با سینمای آمریکا هم رابطه خوبی داشت. اما راستش این علاقه هم آن‌قدر مهم نیست، چراکه در کار هر فیلم‌سازی این فیلم‌هایش هستند که اهمیت دارند و علائق شخصی و زندگی خصوصی‌اش هرچند جذاب است اما معیار سنجش یک فیلم‌ساز کارنامه‌اش است. هرچند وندرس اولین فیلم را سال ١٩٧٠ ساخت اما دوست دارم به اولین مجموعه فیلم‌های درخشانش اشاره کنم که در فاصله سال‌های ١٩٧٣ تا ١٩٧٥ ساخته شدند؛ سه‌گانه‌ای موسوم به «فیلم‌های جاده‌ای» که با «آلیس در شهرها» شروع شد و با «حرکت اشتباه» ادامه پیدا کرد و با «سلاطین جاده» خاتمه یافت. این سه‌گانه راستش بهترین نقطه شروع برای ورود به دنیای فیلم‌سازی وندرس است؛ آثاری درباره سرگشتگی انسان مدرن (مگر می‌شود در اروپای خاکستری‌رنگ سال‌های جنگ‌سرد زندگی کرد و از طرفی دیگر فیلم‌ساز محبوبت میکل آنجلو آنتونیونی باشد و درباره پوچی زندگی مدرن حرف نزنی) که هر سه را روبی مولر فیلم‌برداری کرده بود، فیلم‌هایی با قاب‌هایی به‌شدت پرداخت‌شده که بسیار متفاوت هستند با فیلم‌های امروزی با دوربین‌های پرتکان روی دست و قاب‌هایی که کمتر می‌شود کمپوزیسیون‌های پیچیده در آنها پیدا کرد. این سه فیلم و به‌ویژه پایان آنها یعنی «سلاطین جاده» در شناخت و درک شاکله فیلم‌سازی وندرس بسیار مهم هستند و مثل بسیاری از آثار مهم اولیه فیلم‌سازهای بزرگ مهجور هم ماندند؛ فیلم‌هایی که گویی تمرین وندرس بودند برای ساختن «پاریس، تگزاس».
 شاهکاری فراموش‌نشدنی و ابدی در تاریخ سینما که نماهای بلند، خط داستانی بسیار نازک و قاب‌های کارشده خود را از تجربه سه‌گانه «فیلم جاده‌ای» وام گرفته است اما عمق و غنایی دارد که خود وندرس هم در دیگر فیلم‌هایش (به‌جز «بال‌های اشتیاق») نتوانست آن را تکرار کند. «پاریس، تگزاس» شاید یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما درباره سرگشتگی باشد، درباره پرسه ابدی انسان در جست‌وجوی معنا و سعادت، فیلمی درباره پیداکردن هویت خویش و برای همین هم هست که شخصیت اصلی فیلم دچار فراموشی است؛ فیلمی که تصویری بسیار متفاوت از آمریکا به نمایش می‌گذارد. در نگاه اول شاید تلاش مرد به همراه پسر هفت‌ساله‌اش برای یافتن همسرش در جنوب غربی آمریکا، یادآور «جویندگان» جان فورد باشد و قبلا هم اشاره شد وندرس شیفته سینمای آمریکا بود اما مثل هر روشنفکر اروپایی، دید و نگاه خودش را داشت و داستان جذاب و هیجانی «جویندگان» را به فیلمی بدل کرد شبیه کارهای مارگارت دوراس و آلن رنه و از همه مهم‌تر آنتونیونی و با وجود همه این ارجاعات و نزدیکی‌ها، «پاریس، تگزاس» فیلمی است ساخته ویم وندرس که احساسات تماشاگر را به جوش‌وخروش درمی‌آورد و ممکن نیست در پایان فیلم اشک نریخته باشی.
اگر خیلی سخت‌گیرانه بخواهیم کارنامه وندرس را مرور کنیم، تنها یک شاهکار دیگر در آن می‌بینیم و آن «بال‌های اشتیاق» است؛ فیلمی که از فانتزی برای نمایش تلخی زندگی بشر استفاده می‌کند و حضور فرشتگان در آن هم آدم را مجذوب نبوغ وندرس و پیتر هاندکه (نویسنده و همکار فیلم‌نامه) می‌کند و هم درک عمیق وندرس از روح بشری و جامعه امروزی را به رخ می‌کشد. مگر یک آدم در طول عمرش چند شاهکار می‌سازد؟ یکی یا دو تا. اما وندرس با سخت‌ترین معیارها هم حداقل سه شاهکار ساخته یعنی «سلاطین جاده»، «پاریس، تگزاس» و «بال‌های اشتیاق» و همین برای جاودانگی‌اش کافی است. گیرم امسال فیلم معمولی «همه‌چیز روبراه می‌شود» را ساخته باشد، اما مهم نیست، حتی اگر سه شاهکاری که بالا به آنها اشاره شد هم نبودند، او در همین چند سال اخیر «پینا» و «نمک زمین» را ساخته که نشان می‌دهند چه متفکر و انسان‌شناس بزرگی است وندرس، فیلم‌سازی که به واسطه کالبدشکافی‌‌اش از وضعیت پرسه‌وار و سرگشته انسان مدرن، باید به احترامش ایستاد.

این مطلب پیش از این بیستم مهرماه 1394 در روزمامه شرق منتشر شده است

Total Views: 1335 ,

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *