فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on یک فیلم رادیکال (درباره مردی که اسب شد)

یک فیلم رادیکال (درباره مردی که اسب شد)

«مردی که اسب شد» امیرحسین ثقفی بسیار رادیکال‌تر از دو فیلم قبلی کارگردانش است و تماشایش صبر می‌خواهد، کسی که صبر می‌کند و فیلم را تا انتها می‌بیند حداقل تصاویری بسیار درخشان از نظر گرافیکی می‌بیند که در سینمای ما کم‌سابقه است و آدم را به ستایش ثقفی و امین جعفری فیلمبردار وامی‌دارد، اما راستش این تصاویر زیبا تنها ویژگی فیلم ثقفی هستند که نمی‌تواند بین مخاطب خود و تصاویرش ارتباط برقرار کند؛ مشکل فقط در مینیمال بودن افراطی خط اصلی فیلمنامه نیست، مشکل در این است که فیلم او به‌شدت غیربومی است و یا به عبارتی با دیدن تصاویرش مدام یاد ارجاعات مختلفش به فیلم‌های کسانی چون بلا تار، آنجلوپولوس، تارکوفسکی و آلبرت سرا می‌افتیم. نیم ساعت پایانی فیلم سرشار است از چند سکانس حیرت‌انگیز بصری که واقعا چشم‌نواز هستند اما این سکانس‌های درخشان گرافیکی در کنار هم یک کلیت را خلق نمی‌کنند و همین مشکل اصلی ثقفی است. بیشتر حس می‌کنم ثقفی در دو فیلم آخرش دارد با سینما به عنوان ابزاری برای خلق تصویر دست به تجربه می‌زند اما بهتر است همین اندازه که روی تصاویرش فکر می‌کند سعی داشته باشد جهان‌بینی خودش را تکمیل کند تا فیلم‌هایش رنگ و بوی ادای دین را از دست بدهند و به آثاری مستقل و منسجم بدل شوند. «مردی که اسب شد» فیلمی است از نظر بصری منسجم و چشم‌نواز و از نظر محتوایی سردرگم و راستش نتیجه این همنشینی فیلمی می‌شود در یک قدمی اثری خوب.