کاش فرصتی بود همه این فیلم‌ها را در کنار هم در سینماهای خودمان می‌دیدیم و در انتها سرشان جدل می‌کردیم. حیف که اینطور نیست! آنچه برای من به عنوان بهترین‌های سال معنا پیدا کرد؛ نوآوری و خلاقیت فیلم‌ها بود، برایم مهم بود در این فهرست فیلم‌هایی را کنار هم قرار دهم که دورنمایی کلی از شگفتی‌های سینما در گوشه‌های مختلف آن را به نمایش بگذارد. انگار جذاب‌ترین اتفاق‌های دنیا دارد در آرژانتین رخ می‌دهد. ماتیاس پینه‌رو با «هرمیا و هلنا» و بازیگوشی‌های شکسپیری‌اش دوباره غافلگیرمان می‌کند و گاستون سولنیکی با «ریش آبی» با رویکردی مینیمال و بافاصله به دنیای پرتلاطم بلوغ می‌بردمان.

در برزیل، خولیو برسانه هنوز دارد تجربه می‌کند و هنوز با ذوق کودکی که اسباب‌بازی تازه پیدا کرده با سینما کلنجار می‌رود و «بدوئینو» فیلم جدیدش هم تجربه‌ای است تروتازه و دیریاب. در همان نزدیکی آلخاندرو خودوروفسکی هنوز اهل سازش کردن نیست و فیلم خودنگار جدیدش همزمان نقدی است بر دنیای روشنفکری و هم تکریم تخیل و خلاقیت و برای همین «شعر بی‌پایان» در ذهن می‌ماند.

لهستان را هنوز هم با وایدا و کیشلوفسکی و پولانسکی می‌شناسیم و چند تن دیگر اما امسال با نام‌هایی تازه از این کشور روبرو شدیم که کمک می‌کنند ورقی تازه برای سینمای لهستان باز کنیم؛ «ایالات متحده عشق» ساخته توماش واسیلفسکی با پژواک‌هایی از زیگموند و لوسین فروید ما را به دنیای تلخ زنان سرخورده می‌برد و یان پی. ماتوژینسکی در «آخرین خانواده» میراث تراژدی را در یک خانواده بهم‌ریخته لهستانی تصویر می‌کند و همین دو فیلم برای درک تلخی که مردم این کشور در سال‌های پس از کمونیسم هم تجربه کردند کافی است.

فرانسه امسال دو فیلم جسورانه داشت؛ «ال» را پل ورهوفن کهنه‌کار ساخته بود، فیلمی که نقبی می‌زند به لایه‌های ترسناک وجود آدم‌ها، به کارهایی که ممکن است از دست هر آدمی بربیاید. از آن طرف اما مو آلپی در فیلم «طبیعت بیجان» با احضار روح بالتازار برسون ما را در مرز مستند و داستانگویی رها می‌کند تا با تصویر جسورانه‌ای که از کشتار حیوانات اهلی ارائه می‌دهد و انطباقش با زندگی آدم‌های درگیر در آن و پایان غناییش، باز هم به یادمان بیاورد سینما هنوز زنده است. در همان نزدیکی، در آلمان مارن آده، این زن سختکوش سینمای مستقل با «تونی اردمن» نشان داد چطور می‌شود قصه‌ای تکراری را به تجربه‌ای بی‌سابقه بدل کرد و چهل دقیقه پایانی فیلمش یکی از نقاط عطف سینمایی سال بود.

چندین سال است سینمای رومانی، به عزیزدردانه سینه‌فیل‌ها بدل شده و امسال کریستی پویو با «سیه‌رانوادا» باز هم غافلگیرمان کرد؛ فیلمی که تجربه مرگ و زندگی را با لحنی طنزآلود و پر از نیش و کنایه سیاسی و تاریخی به امری تازه و ناآشنا بدل می‌کند. در کنار پویو، رادو ژوده، دیگر چهره جذاب رومانی در «قلب‌های زخمی» ما را به گذشته این کشور می‌برد تا مشکلات آینده‌اش را از دید جوانی حراف و اهل ادبیات و هنر احضار کند. فیلمی گزنده، شوخ‌طبع و دشوار به لحاظ اجرایی.

در گرجستان روسودان گلورجیدزه با «خانه دیگران» روی شانه‌های آندری تارکوفسکی می‌ایستد و تصویری اندوهناک ترسیم می‌کند از پیکر زن در میدان نبرد. به ایران می‌رسیم، سالی که اصغر فرهادی پس از عقب‌نشینی «گذشته» با «فروشنده» هم توانایی همیشگی خودش در خلق داستانی معمایی و جذاب را به رخ کشید و هم نشان داد چطور دارد به بلوغ می‌رسد و حالا چقدر قدر قاب‌های دقیق و سکوت را می‌داند. جیم جارموش با «پترسن» شعری سینمایی سروده که هر لحظه‌اش زیباست، روزمرگیش زیباست و ملاحتش فراموش‌نشدنی!

نمی‌شود تمام فیلم‌های یک سال را همان سال دید؛ امسال هم همینطور بود و بخشی از فیلم‌بینی سال به دیدن کارهای سال 2015 گذشت و چه فیلم‌هایی را هم از دست داده بودم؛ «حالا آره، بعدا نه» هونگ سانگ-سو قندوشکر است، «کاسموس» آندژی ژوافسکی یکی از بهترین خداحافظی‌ها با سینماست، «اختراع» مارک لوئیس جسورانه‌ترین تجربه سینمایی این چند سال شاید باشد که نگاه مرسوم‌مان به مینیمالیسم را طوری مخدوش می‌کند که در انتهایش شوکه می‌شوی. و اما شیرینی آخر سال «کایلی بلوز» بود که از سال پیش به امسال راه باز کرده، درست مثل خود فیلم که تونلی در زمان می‌زند و گذشته و حال و آینده را با هم پیوند می‌دهد و به شعری فراموش‌نشدنی بدل می‌شود.

فیلم کوتاه خیلی ندیدم اما «تاریخچه کوتاه شاهزاده خانم ایکس» گابریل آبرانتس و «دلفین» سباستین سیلوا دو تجربه دلنشین بودند که زمین تا آسمان با هم فرق دارند؛ اولی فیلمی است که با جعل و تاریخ سروکار دارد و دومی سفری شخصی کارگردان است برای رسیدن به آرزویی دیرین.

سینما ما را نجات می‌دهد، نه؟ اگر باور ندارید فقط نگاه کنید ببینید چقدر با همین فهرست کوچک می‌شود از دنیا رها شد و دل به تخیل‌هایی زیبا و دلپذیر سپرد. زنده باد سینما!

 

Elle (Paul Verhoeven)

Scarred Hearts (Radu Jude)

Kaili Blues (Gan Bi)

House of Others (Rusudan Glurjidze)

Toni Erdmann (Maren Ade)

United States of Love (Tomasz Wasilewski)

Endless Poetry(Alejandro Jodorowsky)

Sieranevada (Cristi Puiu)

Still Life (Maud Alpi)

Kékszakállú (Gaston Solnicki)

The Salesman (Asghar Farhadi)
Paterson (Jim Jarmusch)
The Last Family (Jan P. Matuszyński)
Hermia and Helena (Matías Piñeiro)
Beduino (Julio Bressane)
Cosmos (Andrzej Zulawski)
Invention(Mark Lewis)
Right Now, Wrong Then(Hong Sang-soo)
A Brief History of Princess X (Gabriel Abrantes)
Dolfun (Sebastian Silva)

Total Views: 2566 ,

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *