Articles, فارسی‌نوشت‌ها

همچون شعر سپید – در جستجوی مینیمالیسم در سینمای کلر دنی

سینمای مینیمالیستی شاید عریان‌ترین شکل سینما باشد. سینمایی که اتکای خود را از داستان‌های پرفراز و نشیب برداشته، از بازی‌هایی که به چشم می‌آیند دور شده، ترفندهای اکسپرسیو سینمایی را به حداقلِ ممکن تقلیل داده و نتیجه کاری است با فاصله بعید از سینمای رایج هر کشوری. فیلم مینیمالیستی کمترین فاصله را با فیلم‌های قصه‌محور دارد -هرچند قصه دارد- و  بیشتر لحن و مودی دارد که در شعر آسان‌تر می‌شود پیدایش کرد، مثلا در شعر سپید. Continue Reading “همچون شعر سپید – در جستجوی مینیمالیسم در سینمای کلر دنی”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها

جسدهای مدفون در دیوار – سیکاریو ساخته دنی ویلنو

پس از تماشای «سیکاریو» ساخته‌ی دنی ویلنو با خودت می‌گویی شاید دیگر وقتش باشد درباره استفاده از نمای هوایی از شهرها و مناظر در فیلم‌های تریلر مقاله‌ای بلند نوشت؛ استفاده از این نماهایی که اغلب با «دِرون» گرفته شده‌اند و در آن لنز دوربین همچون ناظری تمام‌بین به زمین نگاه می‌کند به صورت ترجیع‌بند در تعدادی از فیلم‌ها و سریال‌های سال‌های اخیر استفاده شده است. Continue Reading “جسدهای مدفون در دیوار – سیکاریو ساخته دنی ویلنو”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها

پنهان در برف – شکارچیان ساخته تئو آنگلوپولوس

تئو آنگلوپولوس، نامی که با زیبایی گره خورده است، نامی یادآور شکوه بصری و سمعی سینما، نامی یادآور بزرگان سینمای پیش از خودش همچون سرگی آیزنشتاین و دیوید وارک گریفیث، نامی یادآور اوج و غنای سینمای مدرن، نامی که جدا کردنش از سینمای آرام، برداشت‌های بلند و میزانسن‌های پیچیده جدانشدنی است. تئو آنگلوپولوس نامی است مترادف با سینما، سینما به عنوان هنر، هنری ریشه گرفته از فرهنگ و تاریخ، نامی که چند سالی است دیگر در کنار ما نیست، اما هنوز یادآوری لحظات ناب سینمایش، سینمادوست‌ها را دگرگون می‌کند. Continue Reading “پنهان در برف – شکارچیان ساخته تئو آنگلوپولوس”

Articles, ترجمه‌ها / Translations 0 comments on دن کیشوت و آسیاب بادی – استنلی کوبریک و یک ادیسه‌ی فضایی

دن کیشوت و آسیاب بادی – استنلی کوبریک و یک ادیسه‌ی فضایی

دیوید رابینسن بهار سال 1966 مقاله‌ای بلندبالا برای سایت اند ساند نوشت و در آن از گشت و گذارش در پشت صحنه «2001: یک ادیسه‌ی فضایی» استنلی کوبریک گفت. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از این مطلب است که در شماره دسامبر 2014 سایت اند ساند، به بهانه اکران دوباره این فیلم منتشر شده است. Continue Reading “دن کیشوت و آسیاب بادی – استنلی کوبریک و یک ادیسه‌ی فضایی”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on پیشگام سینمای زنانه‌ی مدرن – نگاهی به فیلم ابرهای شناور

پیشگام سینمای زنانه‌ی مدرن – نگاهی به فیلم ابرهای شناور

میکیو ناروسه در سال 1955 هنوز «زنی که از پله‌ها بالا رفت»، «دختران، همسران و یک مادر»، «جایگاه یک زن»، «زندگی یک زن»، «تمناء» و «غریبه‌ی درون یک زن» را نساخته است، هنوز استفاده از قاب‌های عریض فراگیر نشده تا با آغوش باز به استقبال آن برود و تعدادی از به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌هایش را با استفاده از همین قاب عریض فراموش‌نشدنی بسازد. Continue Reading “پیشگام سینمای زنانه‌ی مدرن – نگاهی به فیلم ابرهای شناور”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on جامپ‌کات 1- درباره فیلم پیچک

جامپ‌کات 1- درباره فیلم پیچک

«پیچک» ساخته‌ی تولگا کاراجلیک، خواهردوقلوی «جنون» امین آلپر است، هر دو فیلم با الهام از فضای پرتنش این روزهای ترکیه، داستانی از جنون و دیوانگی را روایت می‌کنند. Continue Reading “جامپ‌کات 1- درباره فیلم پیچک”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها 4 comments on وصیتنامه هنرمند – درباره‌ی فیلم کاسموس آندری ژوافسکی

وصیتنامه هنرمند – درباره‌ی فیلم کاسموس آندری ژوافسکی

اگر فیلم «کاسموس» اولین برخورد کسی با فیلمی از آندری ژوافسکی باشد، احتمالا بعد از بیست دقیقه قید تماشای آن را می‌زند، اگر هم برخورد اولش نباشد و جدا از «تسخیر» فیلم دیگری هم از این کارگردان سازش‌ناپذیر لهستانی (و فرانسوی به دلیل کار در فرانسه برای مدت بسیار) دیده باشد، می‌داند فیلم در همان دنیای عجیب و دست‌نیافتنی دیگر فیلم‌های ژوافسکی می‌گذرد و باید با صبر به تماشای آن نشست. Continue Reading “وصیتنامه هنرمند – درباره‌ی فیلم کاسموس آندری ژوافسکی”

Articles, ترجمه‌ها / Translations 0 comments on آتش و یخ – مقاله‌ای از الکساندر آستروک

آتش و یخ – مقاله‌ای از الکساندر آستروک

ترجمه‌ی حسین عیدی‌زاده: بالزاک در مقاله تحسین‌برانگیزش درمورد «سرخ و سیاه – ادای احترامی بی‌همتا از سوی نویسنده‌ای به نویسنده ای دیگر – ماهیت ایده و تصویر را با هم مقایسه می‌کند؛ و نیز شاتوبریان را با ولتر و والتر اسکات را با استاندل. او می‌گوید: «سبک سومی نیز وجود دارد: سبکی٬ سبک خودم٬ که در آن تصویر ایده را منعکس می‌کند.» بیایید شجاعت به خرج دهیم و بگوییم که کافیست تا از سوراخ کلیدی به مادام مورساف نگاهی بیندازیم که در حال احتضار در تختی از یاس آرمیده است و عطر کرخت‌کننده یاس‌ها او را به یاد بوی بیماری مهلکش می‌اندازد که او را به بستر مرگ فرستاده٬ تا بی‌درنگ منظور بالزاک را درک کنیم٬ خیلی ساده است٬ او در مورد زبان سینما صحبت می‌کند. Continue Reading “آتش و یخ – مقاله‌ای از الکساندر آستروک”