Articles, فارسی‌نوشت‌ها

شبح سرگردان – نگاهی به فیلم داستان یک شبح

«- منتظر کسی هستم. / – کی؟ / – یادم نمی‌آید.» این دیالوگ کوتاهی است که بین دو روح یا شبح در فیلم «داستان یک شبح» ساخته‌ی دیوید لوری رخ می‌دهد. فیلمی غریب درباره بسیاری از موضوعات حیاتی بشر، موضوعاتی که انسان اگر کمی از روزمرگی فاصله بگیرد و به اندیشه فرو برود محال است به آنها توجهی نکند و فکر و ذکرش مشغول آنها نشود. Continue Reading “شبح سرگردان – نگاهی به فیلم داستان یک شبح”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها

جسدهای مدفون در دیوار – درباره سیکاریو ساخته‌ی دنی ویلنو

پس از تماشای «سیکاریو» ساخته‌ی دنی ویلنو با خودت می‌گویی شاید دیگر وقتش باشد درباره استفاده از نمای هوایی از شهرها و مناظر در فیلم‌های تریلر مقاله‌ای بلند نوشت؛ استفاده از این نماهایی که اغلب با «دِرون» گرفته شده‌اند و در آن لنز دوربین همچون ناظری تمام‌بین به زمین نگاه می‌کند به صورت ترجیع‌بند در تعدادی از فیلم‌ها و سریال‌های سال‌های اخیر استفاده شده است. Continue Reading “جسدهای مدفون در دیوار – درباره سیکاریو ساخته‌ی دنی ویلنو”

فارسی‌نوشت‌ها

ترس‌افکنی – درباره محبوسان ساخته‌ی دنی ویلنو

«محبوسان» ساخته‌ی دنی ویلنو فیلمی داستانگوست و داستانی که تعریف می‌کند هم چندان داستان تازه‌ای نیست؛ آن هم در این روزها که موضوع کودک‌ربایی انگار به برگ طلایی بسیاری از فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی مثل «قتل» و «بر فراز دریاچه» بدل شده است. اما آرون گازویکوفسکی (فیلمنامه‌نویس) و دنیس ویلنو (کارگردان) در «محبوسان»  تصویری نو از این ماجرای تکراری ارائه می‌دهند. Continue Reading “ترس‌افکنی – درباره محبوسان ساخته‌ی دنی ویلنو”

فارسی‌نوشت‌ها

مرد تکثیرشده – درباره دشمن ساخته‌ی دنی ویلنو

فیلم «دشمن» ساخته دنی ویلنو با نمایی عجیب پایان می‌گیرد و تا معنای این نمای پایانی را درک نکنیم، نمی‌توانیم به راحتی درباره فیلم قضاوت کنیم. ماجرای فیلم درباره معلم تاریخی به نام آدام است که یک روز فیلمی می‌بیند و متوجه می‌شود یکی از بازیگران نقش فرعی فیلم شباهت عجیبی به او دارد. این مرد آنتونی است و پس از دیدار دو نفر و اتفاقات مختلفی که برای آنها رخ می‌دهد فیلم در جایی پایان می‌گیرد که آدام جای آنتونی را گرفته و در اتاق خوابش با عنکبوتی عظیم‌الجثه روبرو می‌شود. Continue Reading “مرد تکثیرشده – درباره دشمن ساخته‌ی دنی ویلنو”

فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on در جستجوی زمان از دست رفته – درباره هتل بزرگ بوداپست

در جستجوی زمان از دست رفته – درباره هتل بزرگ بوداپست

«هتل بزرگ بوداپست» عیش مدام وس اندرسون بوده، حتما! فیلم پر است از ارجاع‌های ریز و درشت این کارگردان خوش‌ذوق و ظریف‌بین به فیلم‌هایی که بسیار دوست‌شان می‌دارد‍‍‍‍؛ از «گوشواره‌های مادام ناشناس» ماکس افولس گرفته تا «سرگیجه» آلفرد هیچکاک، از «لارنس عربستان» گرفته تا «لعنتی‌های بی‌آبروی» کوئنتین تارانتینو و این فهرست را می‌شود ادامه داد (با یک «سرچ» اینترنتی به نتایج بسیار بیشتری می‌رسید). اما اینکه اندرسون در کجای فیلمش به کدام فیلم تاریخ سینما ارجاع داده مهم نیست و حتی تاثیری ارزشی و کیفی هم بر فیلم ندارد، صرفا بازیگوشی کارگردان بوده که در خلال تعریف کردن داستان پرشاخ‌وبرگ جذابش در اروپایی که دارد رنگ عوض می‌کند و دارد با زرق و برق و مناسک ویکتوریایی خداحافظی می‌کند، سری هم به فیلم‌های محبوبش زده. Continue Reading “در جستجوی زمان از دست رفته – درباره هتل بزرگ بوداپست”

فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on سینمای پنهان 2 – احوال دگرگون‌شده

سینمای پنهان 2 – احوال دگرگون‌شده

کن راسل با «احوال دگرگون‌شده / Altered States» خیلی‌ها را عصبانی کرد؛ پالین کیل در نقدی که بر فیلم نوشت آن را «به شکلی اعصاب خردکن احمقانه» توصیف کرد که «واقعا لذت‌بخش» نیست و دلیلش را ترکیب نامتقارن صوفی‌گری جلوه‌گرانه کاتولیکی راسل و جلوه‌گری ثقیل تفکرات یهودی پدی چایفسکی (نویسنده فیلمنامه با نام مستعار سیدنی آرون) خوانده بود. Continue Reading “سینمای پنهان 2 – احوال دگرگون‌شده”

ترجمه‌ها / Translations, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on یک طراح نابغه – سال باس از زبان مارتین اسکورسیزی

یک طراح نابغه – سال باس از زبان مارتین اسکورسیزی

مارتین اسکورسیزی (ترجمه: حسین عیدی‌زاده): پیش از اینکه سال باس را ببینم و با هم کار کنیم، به چشم من یک اسطوره بود. طراحی‌های او برای عنوان فیلم‌ها و لوگوی کمپانی‌ها و آلبوم‌های موسیقی و پوسترها درواقع توصیف‌گر یک دوره و زمانه بودند. عصاره آثارش شاعرانگی دنیای مدرن و صنعتی‌شده را کشف می‌کردند و انعکاس می‌دادند. آثار او مجموعه‌ای از تصاویر شفاف و بیانگر هویت و مکان ما در حال و آینده بودند. تصاویری بودند رویایی. هنوز هم چنین هستند.

Continue Reading “یک طراح نابغه – سال باس از زبان مارتین اسکورسیزی”

ترجمه‌ها / Translations, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on چرا سینمای کلاسیک؟ – فیلمنامه‌ی جیب‌بر خیابان جنوبی

چرا سینمای کلاسیک؟ – فیلمنامه‌ی جیب‌بر خیابان جنوبی

ساموئل فولر یکی از فیلمسازهای موردعلاقه‌ام است و ترجمه فیلمنامه «جیب‌برِ خیابان جنوبی» یک کار شخصی است برایم تا یک کار روزمره برای امرار معاش. «جیب‌بر خیابان جنوبی» و «راهرو شوک» دو از فیلم‌های محبوبم از سینمای آمریکا هم هستند و از همان بار اولی که «جیب‌بر خیابان جنوبی» را دیدم، دلم می‌خواست فیلمنامه‌اش را روزی ترجمه کنم و امیدوارم روزی «راهرو شوک» را هم ترجمه کنم. Continue Reading “چرا سینمای کلاسیک؟ – فیلمنامه‌ی جیب‌بر خیابان جنوبی”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on سیرک وحشت – درباره‌ی سینمای وحشت وس کریون

سیرک وحشت – درباره‌ی سینمای وحشت وس کریون

 در صحنه پایانی «کابوس جدید وس کریون» (1994) یا همان قسمت هفتم «کابوس در خیابان اِلْم» نانسی که به همراه فرزندش دیلن از چنگال فردی کروگر گریخته است، فیلمنامه‌ای کنار تخت پیدا می‌کند. همان فیلمنامه‌ای که وس کریون در این فیلم در فیلم قصد ساختنش را داشته و درواقع فیلمنامه قسمت هفتم است. دیلن از مادرش می‌خواهد برای او داستانی تعریف کند، همانطور که وس کرین در فیلمنامه نوشته و مادر همچنان که پسرش را در آغوش دارد شروع می‌کند به خواندن همان فیلمنامه. آنچه نانسی می‌خواند شرح اولین سکانس فیلم است و پس از توضیحاتی درباره مردی که دارد چنگال فردی کروگر را می‌سازد، نانسی جمله‌ای را بر زبان می‌آورد که انگار عصاره‌ی تمامی فیلم‌های وس کریون و به شکلی باور کریون از ساختن فیلم‌های ترسناکش باشد: «چهره‌هایی در تاریکی نشسته‌اند و آماده هستند که بخندد یا جیغ بکشند.» کریون می‌دانست، بهتر از هر کس دیگری می‌دانست که سینمای وحشت و مخصوصا آن گونه فیلم‌های ترسناکی که او می‌سازد برای تفریح ساخته می‌شوند و فیلم‌هایی هستند که بیننده یا به آنها می‌خندد و یا واقعا می‌ترسد و جیغ می‌کشد. کریون می‌دانست که این سینما درواقع محلی است برای تفریح بیننده و حتا بیننده‌ای که هیچ بخشی از قصه را باور نمی‌کند هم با خندیدن دارد از فیلم لذت می‌برد. کریون در واقع در تمام مدت چهل و اندی سالی که در سینما فعال بود، با همین هدف فیلم می‌ساخت و برای همین مخاطب فیلم می‌ساخت: مخاطبی که برای تفریح به سینما می‌رود و کاری به هنر سینما ندارد و دوست دارد در سینما مثل سیرک به وجد بیاید و بترسد و بخندد و تفریح کند. دقت و توجه به اینکه وس کریون برای چه مخاطبی فیلم می‌ساخت شاید برای درک فیلم‌های او (نه اینکه موضوعی پیچیده را بیان کنند) و اینکه چرا محبوب شدند مهم است. وس کریون با فیلم‌هایش مخاطب و سینما را به سال‌های اولیه خود برمی‌گرداند، به دورانی که سینما بخشی از سیرک بود و هنوز سالن‌های سینما ساخته نشده بودند و هنوز سینما هنر محسوب نمی‌شد. کریون دوست داشت سینمایش گوشه‌ای از یک سیرک مفرح باشد و در تاریکی آن بیننده‌اش را بخنداند و به جیغ کشیدن وادارد. Continue Reading “سیرک وحشت – درباره‌ی سینمای وحشت وس کریون”