فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on رخت‌خواب بهم‌ریخته – درباره فیلم فروشنده

رخت‌خواب بهم‌ریخته – درباره فیلم فروشنده

«فروشنده» فیلم متفاوتی در کارنامه اصغر فرهادی است اما شاید باید از جایی دیگر شروع کرد. اصغر فرهادی در فیلم‌های پیشین خود شخصیت‌هایش را درون مهلکه‌ای می‌انداخت که هزارتویی اخلاقی بر آن حاکم بود. بحث دروغ و قضاوت و پنهان‌کاری و واکنش به آن شرایط یا تصمیم‌گیری در آن موقعیت مهم‌ترین نکته‌ها بودند. فرهادی در فیلم‌های قدیمش اغلب یک معمای حل‌نشده را برای در مشت گرفتن مخاطب تا به انتهای فیلم بی‌پاسخ می‌گذاشت (مثلا «درباره‌ی الی…») و از طرفی شخصیت‌های فرهادی همیشه درباره‌ موضوع مطرح‌شده اطلاعات ناقصی داشتند، برخی کمی بیشتر از دیگری و همین دانستن و نداستن آتش کانون بحران را تندتر می‌کرد. Continue Reading “رخت‌خواب بهم‌ریخته – درباره فیلم فروشنده”

فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on شیرینی جدایی (درباره مستند از ایران یک جدایی)

شیرینی جدایی (درباره مستند از ایران یک جدایی)

«از ایران یک جدایی» ساخته کوروش عطایی و آزاده موسوی مستند بسیار ساده‌ای است و راستش همین سادگی یکی از ویژگی‌های اصلی آن و عامل اصلی دیدنی شدن این مستند کوتاه (کمتر از یک ساعت) است. فیلم ماجرای ساخته شدن «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی را از زمان تولید و حواشی که پیرامون آن به وجود آمد تا بردن اسکار بهترین فیلم خارجی زبان و بازگشت فرهادی به ایران را دنبال می‌کند. شاید برای کسانی که اخبار سینمایی را در آن روزها به شدت دنبال می‌کردند این فیلم هیچ چیز نو و تازه‌ای نداشته باشد اما نکته‌ای که این فیلم را جذاب می‌کند قرار گرفتن حرف‌های چهره‌های سینمایی، مسئولان سینمایی، اهل سیاست، کارگردان و بازیگران فیلم و البته مردم عادی درباره فیلم است. مجموعه این واکنش‌های متفاوت همان چیزی است که به «از ایران یک جدایی» حالتی طنزگونه و شاداب داده است. البته شروع فیلم طوری است که احساس می‌شود این فیلم اساسا برای مخاطب غیرایرانی ساخته شده یا اینکه سازندگان مخاطبان خارجی را مد نظر داشتند (وگرنه دلیلی نداشت که فیلم با معرفی ایران به عنوان کشوری در خاورمیانه شروع شود، شروعی کارتونی که بسیار هم بانمک است). درواقع این فیلم پرتره‌ای است از واکنش آدم‌های مختلف به فیلم «جدایی نادر از سیمین» و خود فیلم و موفقیت آن اهمیت چندانی ندارد و برای همین مهم نیست که اطلاعات ریز و درشت بسیاری درباره فیلم داده شود (اینها را می‌شود در مستند پشت‌صحنه فیلم پیدا کرد). فیلم درواقع به لطف همان سادگی‌اش جامعه ایران را با تمام پارادوکس‌هایش تصویر می‌کند؛ از میوه‌فروشی که فیلم را ندیده اطلاعات بسیار جالبی درباره آن دارد تا فروشنده‌ای که مثل یک مفسر توضیح می‌دهد این فیلم برشی از جامعه ایران است تا پیرزنی که در پارک توضیح می‌دهد موفقیت «جدایی» برای این است که هرکس گوشه‌ای از وجود خود را در فیلم دیده و جالب است که توضیحات و حرف‌های این مردم عادی خیلی جذاب‌تر و ظریف‌تر از تمام حرف‌هایی است که مسئولان سینمایی وقت درباره فیلم زدند (نمونه درخشانش تغییر موضع 180 درجه شمقدری و سجادپور در برابر فیلم است که از انکار و تقبیح اسکار به حمایت و لابی برای اسکار گرفتن فیلم رسیدند.) «از ایران یک جدایی» به لطف همین کنار هم قرار دادن مخالفت‌ها و موافقت‌ها با فیلم و اینکه چطور «جدایی نادر از سیمین» توانست شادی را به خانه‌های مردم بازگرداند جذاب و دیدنی است (البته کاش روی نریشن ابتدایی و انتهایی فیلم بیشتر کار می‌شد). فیلم بااینکه مشخص است سازندگانش چه موضعی نسبت به فیلم فرهادی دارند (حتما موضع مثبت است)، اما سعی کرده بدون قرض نظرهای مثبت و منفی را نشان دهد و واکنش را به عهده خود بیننده بگذارد و راستش خنده‌های تماشاگران موقع دیدن فیلم نشان می‌دهد بینندگان طرفدار فیلم هستند یا خیر. اینکه دو سازنده فیلم توانسته‌اند از دل فیلم تلخ اما واقعگرایانه فرهادی فیلم شاد و مفرح دربیاورند خودش جای تعجب دارد اما «جدایی» با همه تلخیش یکی از شادی‌آورترین اتفاقات سینمای ایران بود و «از ایران یک جدایی» سندی است برای ثبت در تاریخ از این خوشحالی.