ریویو, فارسی‌نوشت‌ها

مرگ کسب و کار کوئن‌هاست – تصنیف باستر اسکراگز

جدیدترین فیلم برادران کوئن که به تازگی از شبکه نتفلیکس پخش شده «تصنیف باستر اسکراگز» نام دارد؛ وسترنی اپیزودیک که هر چه پیشتر می‌رود طنزش گزنده‌تر می‌شود. فیلمی که عصاره‌ی حدود سی و پنج سال فیلمسازی دو برادر است Continue Reading “مرگ کسب و کار کوئن‌هاست – تصنیف باستر اسکراگز”

فارسی‌نوشت‌ها

اشتیاق به تجربه – دیوانه ساخته استیون سودربرگ

کمتر فیلمسازی مثل استیون سودربرگ کارنامه بلندبالا و پرتنوعی دارد. فیلمسازی که از مستقل‌ترین شیوه‌های فیلمسازی کار خودش را آغاز کرد، خیلی سریع در جشنواره‌های جهانی با اقبال روبرو شد و بعد دست به تجربیاتی بینابین سینمای مستقل و هالیوود زد و بعد هالیوود را در آغوش کشید، دوباره به سینمای مستقل رو آورد Continue Reading “اشتیاق به تجربه – دیوانه ساخته استیون سودربرگ”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها

میل مبهمِ بدوی بودن – مربع ساخته روبن اوستلند

روبن اوستلند، فیلمساز سوئدی به گواه صحبت‌هایش در گفت‌وگویی که برای مجله 24 با او انجام دادم، بیش از آنکه علاقه داشته باشد روزانه فیلم ببیند و به شکلی پیگیر و سیری‌ناپذیر سینما را دنبال کند به تماشای ویدئوهای واقعی در یوتیوب علاقه دارد. به دنبال کردن ترندهای دنیای مجازی. خودش هم در دنیای مجازی بسیار فعال است و صفحه فیسبوکش را خودم مدام به روزرسانی می‌کند. Continue Reading “میل مبهمِ بدوی بودن – مربع ساخته روبن اوستلند”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها

دمای سوختن اندیشه – فارنهایت 451 ساخته رامین بحرانی

اقتباس رامین بحرانی و امیر نادری از رمان «فارنهایت 451» ری بردبری با نقل قولی از فرانتس کافکا آغاز می‌شود، نویسنده‌ای که جایی در فیلم سروان جان بیتی، او را منحرف توصیف می‌کند. جمله‌ای دوپهلو: «اغلب بهتر است در زنجیر باشی تا آزاد.» Continue Reading “دمای سوختن اندیشه – فارنهایت 451 ساخته رامین بحرانی”

فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on تشویش – درباره فیلم تعقیب می‌کند

تشویش – درباره فیلم تعقیب می‌کند

 فیلم «تعقیب می‌کند» ساخته دیوید رابرت میچل شاید در نگاه اول فیلمی تکراری به نظر برسد مثل بسیاری از فیلم‌های ترسناک نوجوانانه، اما اگر پایان‌بندی فیلم را کنار بگذاریم، این فیلم جمع و جور مستقل پیشنهادهایی می‌دهد که باعث می‌شود آن را به نسبت فیلم‌های ترسناک نوجوانانه دیگر جدی‌تر بگیریم. فیلم داستانی بسیار ساده دارد؛ دلیلی ناشناخته باعث شده که پسری جوان مدام زنی با لباس سفید را در تعقیب خود ببیند، او به این نتیجه می‌رسد نفرین شده و باید این نفرین را به کسی دیگر منتقل کند و برای همین با دختری به نام جی دوست می‌شود. جی به همراه چند تن از دوستانش زندگی می‌کند و وقتی یک شب خونین و ترسیده به خانه برمی‌گردد زندگی آرام او و دوستانش به هم می‌ریزد، نفرین حالا به دنبال جی است و هر بار در هیبتی متفاوت او را تعقیب می‌کند، گاهی به شکل پسر بچه، گاهی به شکل مردی که چشمانش از حدقه درآمده و گاهی به شکل زنی گریان. تا اینجا «تعقیب می‌کند» هیچ تفاوتی با فیلم‌های مشابه ندارد و راستش از تمامی کلیشه‌هایی که ژانر ترسناک نوجوانانه در اختیارش می‌گذارد هم بهره می‌برد اما چیزی که این فیلم را متمایز می‌کند بیش از آنکه به متن فیلم برگردد به کارگردانی دیوید رابرت میچل برمی‌گردد. او و فیلمبردارش مایک گیولاکیس به عمد قاب عریض 2.35:1 را برای فیلم انتخاب کردند و اصرار آنها بر گرفتن نماهای باز و قرار دادن شخصیت‌های در خطر در گوشه تصویر یا مرکز و خالی گذاشتن فضای پیرامون آنها موجب شده، تنهایی این شخصیت‌ها و در خطر بودنشان بیشتر احساس شود.

فیلم با رنگ و لعابی که یادآور فیلم‌های ترسناک تکنی‌کالر دهه 1950 مثل «خانه مومی» است، اما یک ادای دین به ژانر وحشت نیست. فیلم درواقع استعاره‌ای از تشویش ذهنی دوران بلوغ است که در اینجا خودش را به شکل آدم‌هایی با لباس سفید نشان می‌دهد که شخصیت اصلی را رها نمی‌کند و تنها راه مقابله با این نفرین یا بهتر بگوییم گذر از دوران بلوغ، روبرو شدن با آن و پذیرفتن پیچیدگی‌های بلوغ است. درواقع «تعقیب می‌کند» را همین مضمون تشویش بلوغ از آثار مشابه‌اش جدا می‌کند و آن را به تجربه‌ای دیدنی بدل می‌کند، هرچند پایان‌بندی فیلم به سبک دیگر فیلم‌های این گونه موجب می‌شود تاثیر این لایه روانشناختی کم شود. «تعقیب می‌کند» نشان می‌دهد که دیوید رابرت میچل کارگردانی است با هوش بصری بالا، نماهای این فیلم که گاه شبیه عکس می‌شوند همگی نوعی اضمحلال جامعه آمریکایی را تصویر می‌کند که شاید در کمتر فیلم فیلمساز جوانی بشود نمونه‌اش را مشاهده کرد. فیلم‌های او در شهرهای حومه‌ای می‌گذرند و خرابی خانه‌ها و زهواردررفتگی آنها در قاب‌های رابرت میچل هویتی متفاوت به خود می‌گیرد. چیزی که رابرت میچل را با تنها دو فیلم «The Myth of American Sleepover» و «تعقیب می‌کند» به کارگردانی آینده‌دار بدل می‌کند همین دلبستگی‌اش به روایت ویرانی طبقه اجتماعی تقریبا مرفه حومه‌نشین است، اما فقط دو فیلم کافی نیست که بشود با قاطعیت گفت رابرت میچل استعداد جدید سینمای میانه‌روی (سینمایی که هم گوشه چشمی به گیشه دارد و هم هنری است) آمریکاست، اما خب آنقدر ظرافت دارند که بشود منتظر فیلم بعدی‌اش نشست.