فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on پنهان – درباره یک شهروند کاملا معمولی

پنهان – درباره یک شهروند کاملا معمولی

سه فیلم بلند مجید برزگر برایم یک‌جور سه‌گانه است اما ترجیح می‌دهم «فصل باران‌های موسمی» را از «پرویز» و «یک شهروند کاملا معمولی» جدا کنم؛ شاید به این دلیل که فیلم بلند اول برزگر با همه خوبی‌هایش خیلی رنگ و بوی میشائیل هانکه و برادران داردن را دارد؛ اما دو فیلم بعدش انگار بیانگر بلوغی در سینمای شخصی این فیلمساز است Continue Reading “پنهان – درباره یک شهروند کاملا معمولی”

Best of..., English

What You (May) Missed – Iranian Cinema After 2000

I wrote a lits for Keyframe about 7 (+11) best unsung Iranian films since 2000. I compiled the list since I think Iranian cinema has more than just a few familiar faces and films you will easily find in big film festivals, and also because I think Iranian films you usually see in film festivals won’t depict whole scope of Iranian cinema. I hope this list can tease you to go and look for other Iranian films that you may have missed in the past 15, 16 years.
Continue Reading “What You (May) Missed – Iranian Cinema After 2000”

English

Iranian Cinema and Nuclear Deal

In “Iran’s Film Industry Hopes Nuclear Deal Will Help Open Up Biz Internationally”, an article by Variety’s Nick Vivarelli, different aspects of the pros and cons of Nuclear Deal for Iranian cinema is discussed. I am happy to be quoted alongside a number of other Iranian cineastes including Shahram Mokri, Reza Dormishian, Barry Navidi, Amir Rezazadeh, Mohammad Attebbai and Amir Esfandiari. Continue Reading “Iranian Cinema and Nuclear Deal”

Articles, Best of..., English

10 Essential Abbas Kiarostami Films

Abbas Kiarostami is a familiar name to many people around the world. Since countless internet sites about him exist. He is considered by many as one of the best filmmakers of cinema. The filmmaker is a source of pride, because through his films, Kiarostami manages to present a new, refreshing image of Iran, a poetic outlook one can’t find in any other Iranian movie. Continue Reading “10 Essential Abbas Kiarostami Films”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on تنگ شیشه‌ای شکست – بازی‌های فرمی و داستانی در فیلم‌های شهرام مکری

تنگ شیشه‌ای شکست – بازی‌های فرمی و داستانی در فیلم‌های شهرام مکری

شهرام مکری حالا فیلمساز شناخته‌شده‌ای است، نه در ایران که در سراسر دنیا، البته برای سینمادوستان و پیگیرهای سینما. او که این روزها دارد «هجوم» را می‌سازد، و فیلم قبلی‌اش «ماهی و گربه» یک سال و اندی پیش در ونیز نمایش داشت و دست پُر (برنده جایزه بخش افق برای مضمون نوآورانه) به ایران برگشت و بعد نمایش فیلمش در جشنواره فجر و همچنین اکرانش در گروه هنر و تجربه گروهی طرفدار کالت برایش جفت‌وجور کرد و از طرفی عده‌ای را هم دشمن خود ساخت، هشت سال پیش که «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» را ساخت، نه اینقدرها شناخته‌شده بود و نه تعداد کسانی که فیلم‌های کوتاهش را دیده بودند زیاد بود. Continue Reading “تنگ شیشه‌ای شکست – بازی‌های فرمی و داستانی در فیلم‌های شهرام مکری”

English

Female Gaze – My First Article in Sight & Sound

My first piece for Sight & Sound magazine is published and out there in the October 2015 issue. It is part of the Female Gaze special issue and I wrote about Marva Nabili’s The Sealed Soil. It feels really good that it is there in page 27 just after Kim Morgan‘s piece on Mikey and Nicki and in the same page as Greta Gerwig’s piece on Girlfriends. There are only three pieces on Iranian female filmmakers, Sarah Gavron on The Apple by Samira Makhmalbaf, Jonathan Rosenbaum on The Day I Became a Woman by Marzieh Meshkini and my short piece on The Sealed Soil. Thanks to Isabel Stevens for the opportunity. Continue Reading “Female Gaze – My First Article in Sight & Sound”

Articles, فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on بازی تقلید – «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق» و عباس کیارستمی

بازی تقلید – «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق» و عباس کیارستمی

 آشکار است که دو فیلم بلندی که عباس کیارستمی بطور کامل خارج از ایران ساخته درباره عشق هستند اما یک نکته مشترک در نام دو فیلم هست که بیش از تم مشترک عشق، دو فیلم را به هم نزدیک می‌کند؛ «کپی» در عنوان فیلم اول و «مثل» در عنوان فیلم دوم. دو کلمه‌ای که توصیف‌گر اصل نبودن هستند. کپی که دقیقا معنای غیراصل بودن می‌دهد، معنای تقلیدی بودن و «مثل» هم معنای شباهت می‌دهد و باز هم تقلیدی بودن. و هر دو فیلم درباره همین تقلید کردن و خود را جای کس دیگر زدن هستند. Continue Reading “بازی تقلید – «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق» و عباس کیارستمی”

Articles, English

Being a Young Film Critic in Modern Iran

(This article was originally published at Indiewire)

In recent years, much of the English-speaking world has heard about Iranian cinema. Many Western audiences have seen the Oscar-winning “A Separation” and explored the filmography of Abbas Kiarostami. With the imprisonment of seminal Iranian director Jafar Panahi, plenty of stories about the challenges of making movies in Iran have circled the world. But what about the challenges of writing *about* movies in Iran? Continue Reading “Being a Young Film Critic in Modern Iran”

فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on یک فیلم رادیکال (درباره مردی که اسب شد)

یک فیلم رادیکال (درباره مردی که اسب شد)

«مردی که اسب شد» امیرحسین ثقفی بسیار رادیکال‌تر از دو فیلم قبلی کارگردانش است و تماشایش صبر می‌خواهد، کسی که صبر می‌کند و فیلم را تا انتها می‌بیند حداقل تصاویری بسیار درخشان از نظر گرافیکی می‌بیند که در سینمای ما کم‌سابقه است و آدم را به ستایش ثقفی و امین جعفری فیلمبردار وامی‌دارد، اما راستش این تصاویر زیبا تنها ویژگی فیلم ثقفی هستند که نمی‌تواند بین مخاطب خود و تصاویرش ارتباط برقرار کند؛ مشکل فقط در مینیمال بودن افراطی خط اصلی فیلمنامه نیست، مشکل در این است که فیلم او به‌شدت غیربومی است و یا به عبارتی با دیدن تصاویرش مدام یاد ارجاعات مختلفش به فیلم‌های کسانی چون بلا تار، آنجلوپولوس، تارکوفسکی و آلبرت سرا می‌افتیم. نیم ساعت پایانی فیلم سرشار است از چند سکانس حیرت‌انگیز بصری که واقعا چشم‌نواز هستند اما این سکانس‌های درخشان گرافیکی در کنار هم یک کلیت را خلق نمی‌کنند و همین مشکل اصلی ثقفی است. بیشتر حس می‌کنم ثقفی در دو فیلم آخرش دارد با سینما به عنوان ابزاری برای خلق تصویر دست به تجربه می‌زند اما بهتر است همین اندازه که روی تصاویرش فکر می‌کند سعی داشته باشد جهان‌بینی خودش را تکمیل کند تا فیلم‌هایش رنگ و بوی ادای دین را از دست بدهند و به آثاری مستقل و منسجم بدل شوند. «مردی که اسب شد» فیلمی است از نظر بصری منسجم و چشم‌نواز و از نظر محتوایی سردرگم و راستش نتیجه این همنشینی فیلمی می‌شود در یک قدمی اثری خوب.

 

فارسی‌نوشت‌ها 1 comment on شوخی (درباره فیلم رخ دیوانه)

شوخی (درباره فیلم رخ دیوانه)

 

یک فیلم تجاری واقعی از سینمای ایران، از جنس همین روزها با شخصیت‌هایی که در همین فضا زندگی می‌کنند و با داستانی پر از غافلگیری (از جنس غافلگیری‌های لازم در سینمای عامه‌پسند) که در حدواندازه خودش و برای منظوری که ساخته شده به هدفش می‌رسد. فیلمی است شبیه داستان‌های پاورقی یا کتاب‌های تریلر جلدزرد که بیننده پیگیر می‌داند نباید با اثری از سینمای هنری (Arthouse) اشتباهش بگیرد، اما همین بیننده باید خوب بداند که اولین هدف سینما سرگرم کردن است و «رخ دیوانه» خیلی روان و خوب سرگرم می‌کند. این فیلم برخلاف خیلی از فیلم‌های دیگر جشنواره که ادعای بازی با فرم را دارند و قصه را رها کرده‌اند، بیش از هر چیزی روی قصه‌اش مانور داده. یعنی فیلمنامه‌نویس از همان ابتدا می‌دانسته دارد یک داستان ساختگی تعریف می‌کند از جنس همین ماجراهای فیس‌بوکی و وایبری و با خودش قرار گذاشته داستانی شوخ و شنگ از همین جنس را تعریف کند و حل مشکلات بزرگ دنیای بشریت را بگذارد بر عهده دیگر فیلمسازان و فیلم‌ها. «رخ دیوانه» درواقع اگر خودش را جدی می‌گرفت و لحنی خشک و تخت داشت حتما به اثری مضحک بدل می‌شد اما در همین حد فیلمی است مفرح با داستان چند جوان کاملا امروزی که قرار است مدام به هم و البته بیننده رودست بزنند و خب این کار را درست انجام می‌دهد (داودی و گوهری درست از سریال‌های آمریکایی این روزها الگو گرفتند و چه جالب که شروع فیلم‌شان هم ادای دینی است به «بسیار بلند، به شدت نزدیک» که اتفاقا آن فیلم هم همه رخدادهای غیرمنطقی‌اش را در انتها با معرفی مادر به عنوان سازنده قصه‌ها تمام می‌کرد). فیلم نتیجه پختگی داودی در ساخت فیلم گیشه است، یک بازی خیلی خود از امیر جدیدی و بازی خوبی از ساعد سهیلی دارد و فیلمنامه‌اش برای یک اثر تجاری استاندارد است. فیلمی است که ارزش پول بلیتش را دارد و دقیقا مثل پاپکورن است و دیدنش دلپذیر است، همین! قرار است سرگرم کند و موفق می‌شود.

 

 

فارسی‌نوشت‌ها 0 comments on شیرینی جدایی (درباره مستند از ایران یک جدایی)

شیرینی جدایی (درباره مستند از ایران یک جدایی)

«از ایران یک جدایی» ساخته کوروش عطایی و آزاده موسوی مستند بسیار ساده‌ای است و راستش همین سادگی یکی از ویژگی‌های اصلی آن و عامل اصلی دیدنی شدن این مستند کوتاه (کمتر از یک ساعت) است. فیلم ماجرای ساخته شدن «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی را از زمان تولید و حواشی که پیرامون آن به وجود آمد تا بردن اسکار بهترین فیلم خارجی زبان و بازگشت فرهادی به ایران را دنبال می‌کند. شاید برای کسانی که اخبار سینمایی را در آن روزها به شدت دنبال می‌کردند این فیلم هیچ چیز نو و تازه‌ای نداشته باشد اما نکته‌ای که این فیلم را جذاب می‌کند قرار گرفتن حرف‌های چهره‌های سینمایی، مسئولان سینمایی، اهل سیاست، کارگردان و بازیگران فیلم و البته مردم عادی درباره فیلم است. مجموعه این واکنش‌های متفاوت همان چیزی است که به «از ایران یک جدایی» حالتی طنزگونه و شاداب داده است. البته شروع فیلم طوری است که احساس می‌شود این فیلم اساسا برای مخاطب غیرایرانی ساخته شده یا اینکه سازندگان مخاطبان خارجی را مد نظر داشتند (وگرنه دلیلی نداشت که فیلم با معرفی ایران به عنوان کشوری در خاورمیانه شروع شود، شروعی کارتونی که بسیار هم بانمک است). درواقع این فیلم پرتره‌ای است از واکنش آدم‌های مختلف به فیلم «جدایی نادر از سیمین» و خود فیلم و موفقیت آن اهمیت چندانی ندارد و برای همین مهم نیست که اطلاعات ریز و درشت بسیاری درباره فیلم داده شود (اینها را می‌شود در مستند پشت‌صحنه فیلم پیدا کرد). فیلم درواقع به لطف همان سادگی‌اش جامعه ایران را با تمام پارادوکس‌هایش تصویر می‌کند؛ از میوه‌فروشی که فیلم را ندیده اطلاعات بسیار جالبی درباره آن دارد تا فروشنده‌ای که مثل یک مفسر توضیح می‌دهد این فیلم برشی از جامعه ایران است تا پیرزنی که در پارک توضیح می‌دهد موفقیت «جدایی» برای این است که هرکس گوشه‌ای از وجود خود را در فیلم دیده و جالب است که توضیحات و حرف‌های این مردم عادی خیلی جذاب‌تر و ظریف‌تر از تمام حرف‌هایی است که مسئولان سینمایی وقت درباره فیلم زدند (نمونه درخشانش تغییر موضع 180 درجه شمقدری و سجادپور در برابر فیلم است که از انکار و تقبیح اسکار به حمایت و لابی برای اسکار گرفتن فیلم رسیدند.) «از ایران یک جدایی» به لطف همین کنار هم قرار دادن مخالفت‌ها و موافقت‌ها با فیلم و اینکه چطور «جدایی نادر از سیمین» توانست شادی را به خانه‌های مردم بازگرداند جذاب و دیدنی است (البته کاش روی نریشن ابتدایی و انتهایی فیلم بیشتر کار می‌شد). فیلم بااینکه مشخص است سازندگانش چه موضعی نسبت به فیلم فرهادی دارند (حتما موضع مثبت است)، اما سعی کرده بدون قرض نظرهای مثبت و منفی را نشان دهد و واکنش را به عهده خود بیننده بگذارد و راستش خنده‌های تماشاگران موقع دیدن فیلم نشان می‌دهد بینندگان طرفدار فیلم هستند یا خیر. اینکه دو سازنده فیلم توانسته‌اند از دل فیلم تلخ اما واقعگرایانه فرهادی فیلم شاد و مفرح دربیاورند خودش جای تعجب دارد اما «جدایی» با همه تلخیش یکی از شادی‌آورترین اتفاقات سینمای ایران بود و «از ایران یک جدایی» سندی است برای ثبت در تاریخ از این خوشحالی.