بااینکه همیشه به نظر می‌رسد تعداد فیلم‌های خوب رو به کاهش است اما هر سال، با فهرست کردن و کنار هم قرار دادن بهترین فیلم‌هایی که در طول سال دیدیم متوجه می‌شویم اوضاع هم خیلی بد نیست. برای من امسال پر از غافلگیری‌های ریز و درشت بود سعی کردم در فهرستم این غافلگیری‌ها نمود بیشتری داشته باشند برای همین در این فهرست نامی از مثلا «هتل بزرگ بوداپست» نبردم و فیلم‌هایی هم هستند که هنوز ندیدم مثل «لویاتان» و «گناه ذاتی». فیلم‌هایی هم بودند مثل «مهاجر» و «برف‌نورد» که لحظات درخشانی داشتند اما اثری کامل نبودند و متاسفانه نبوغ کارگردان‌هایشان زیر فشار فیلمنامه‌های معمولی کمر خم می‌کردند. یکی دو فیلم هم بودند که گذاشتم تا کیفیت بهترشان بیاید مثل «سگ‌های ولگرد» و «طریقت صلیب» و دو فیلم هم در انتهای فهرست هستند که یکی دو سال پیش ساخته شدند اما اکران درست نداشتند و برای همین نسخه‌های دی‌وی‌دی آنها دیر به دست ما رسید این دو شاهکار «خولتسیوس و گروه پلیکان» و «محنت پروردگار» هستند.

قبیله (میروسلاو اسلابوش‌پیتسکی، اکراین)
قبیله به ما یادآودری می‌کند در سینما این تصاویر هستند که سخن می‌گویند.

دفتر بزرگ (یانوش ساس، مجارستان)
فیلم ساس همچون «سالو»ی پازولینی نشان می‌دهد انسان بدون احساس چقدر پست‌تر از حیوان است.

رقص واقعیت (آلخاندرو خودورفسکی، شیلی)
بازگشت دلنشین خودوروفسکی پس از نزدیک به 30 سال به سینما با فیلمی که  به نوعی «آمارکورد» اوست.

پسرانگی (ریچارد لینک‌لیتر، آمریکا)
موج‌نویی‌ترین فیلم کارگردانش درباره بودن و عنصر زمان.

نیمفومانیاک (نسخه کارگردان) (لارس فن تری‌یر، دانمارک)
ادیسه جنسی فن تری‌یر بهترین تصویر جنسیت در سینما از زمان «من کنجکاو هستم: زرد» ویلگوت شومان است. 

زیر پوست (جاناتان گلیزر، بریتانیا)
وقتی جای بیگانه و انسان عوض شود و از چشم بیگانه ببینیم که چقدر انسان به نااسان نزدیک شده است.  

خداحافظی با زبان (ژان لوک گدار، فرانسه)
گدار یک بار در «آخرهفته» سینما را پایان بخشید فقط برای اینکه دوباره آن را خلق کند، «خداحافظی با زبان» یک وداع باشکوه است برای خلق دوباره سینما. 

فورس ماژور (روبن اوستلند، سوئد)
درامی درخشان درباب روابط زناشویی که بهترین کارهای اینگمار برگمان را به خاطر می‌آورد.

خواب زمستانی (نوری بیلگه جیلان، ترکیه)
انتقاد تند جیلان از روشنفکران طبقه متوسط در دل درامی زناشویی با لایه‌های متعدد روانشناختی. 

خولتسیوس و گروه پلیکان (پیتر گرین‌اوی، بریتانیا)
سفری در زیروبرم اروتیسم به شیوه‌ی پیتر گرین‌اوی که شبیه هیچ فیلم دیگری درباره این موضوع نیست.

محنت پروردگار (الکسی گرمن، روسیه)
انگار استنلی کوبریک و آندری تارکوفسکی با هم فیلم را ساخته باشند، مرگ گرمن فقدان بزرگ سینماست.

Total Views: 1006 ,

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *